تبليغاتX
خدمات وبلاگ نويسان جوان عشق صدای فاصله هاست

عشق صدای فاصله هاست

عاشقانه

http://pix2pix.org/my_unzip/1229117444pix2pix.org-3.jpg


اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدی نگیرش،چون کار دل دوست داشتنه،مثل کار چشم که دیدنه،اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی بدون که داری عشق واقعی تجربه میکنی

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت23:18توسط | |

نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت0:47توسط | |

سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت0:45توسط | |

باور بکن این شهر جای زندگی نیست
تا ناخدایانند جای بندگی نیست

این تیر دلها از شقایق سر بریدند
این ها برای آخرت ذلت خریدند
 
دیندارهای شهر ما در خواب رفتند
اهل نماز و عشق بازی در آب رفتند

دیگر کسی اهل دعا ،اهل صفا نیست
دیگر کسی دنبال مردان خدا نیست

چشمی دگر از ترس داور غرق نم نیست
بی دین و دنیا در شهر کم نیست

هر رادمردی با غم و غصه غرین است
هر اهل دل در شهر ما خانه نشین است

دیوار های شهر را غم گرفته
سجاده ها در خانه هایمان نم گرفته

+نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت8:53توسط هستی | |

شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي شناسي

از غصه اين درد ندانم چه كنم يا هست پناهي و ندانم چه كنم؟ وز دل بيمارم هر دم تا ز سحر ز شوق روي بي تابت چه كنم؟ چشم من شرم باد ، ز تو نظري با دل عشاق خويش ز دوريت چه كنم ؟ گرچه وصال آغازگر روياي ما بود با مرگت زين سر آغاز چه كنم ؟

+نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت23:50توسط | |

بي تو امشب باز يک گوشه نشستم در خيالم آمدم پيش تو و گفتم که خستم از همه چيز و همه کس به تو گفتم هاي هاي گريه کردم زار زار ناله کردم گفتم اينجا غصه دارم هيچکس را هم ندارم از همه چيز و همه کس من گسستم با همين دستهاي بستم مثل اينکه کودک هستم از تو پرسيدم تو ميداني که هستم؟ تو به من خنديدي و گفتي که باز هم در اين دنياي زيبا چشم بر خوبيها بستم

+نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت23:46توسط | |

من که نشد تا آخر همسفر تو باشم ...
وقتي که اون نگاهت ،، عشق و با من شروع کرد ،، انگار که تو قلب من ،، فاجعه اي طلوع کرد ،، من و تو با هم شديم ،، مثل دو تا پرنده ،، هميشه فکرم اين بود ،، گذشتن و پريدن ،، رفتن تا آخر راه ،، به حادثه رسيدن ،، نگاه من به قله ،، به اوج آسمون بود ،، پريدن از رو زمين ،، سفر به کهکشون بود ،، از اون زمون تا امروز ،، ببين چي مونده از من ،، نمونده حرفي باقي ،، کم شد اين من از من ،، ببين که من چه آسون به پاي تو شکستم ،، به اين دل ديوونه راه گريز و بستم ،، توان رفتنم نيست ،، من ديگه موندگارم ،، قلب شکسته من ،، پيش تو يادگارم ،، ببين که من چه آسون تو اين سفر شکستم ،، در اوج پرواز عشق ،، رو خاک غم نشستم ،، من که نشد تا آخر همسفر تو باشم ،، من که نشد تا آخر همسفر تو باشم ،، سفر به تو سلامت ،، نشد که با تو باشم ،، حالا تو اين نيمه راه ، منم که جا مي مونم ،، وقتي گذشتي از من شعر وداع مي خونم .......

+نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت23:44توسط | |

خيلي مقدسي برام مثل تموم آيه ها
از تو براي تو ميگم كه لحظه هام به پاي توست
خونه ي قلبم كوچيكه
اما . . .
همش به نام توست

+نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت23:41توسط | |

<

P>