تبليغاتX
خدمات وبلاگ نويسان جوان عشق صدای فاصله هاست

عشق صدای فاصله هاست

عاشقانه

 سلام دوستان عزیز

 با توجه به درخواست شما دوستان گرامی آدرس وبلاگ جدید فواد عزیز را  براتون میزارم اگه مایل بودید به وبلاگ آقا فواد سر بزنید و با نظرات سبزتون او را همراهی کنید . در ضمن تا اطلاع ثانوی فکر نکنم این وبلاگ اپ بشه .

                                                 موفق و سر افراز باشید

          ادرس وبلاگ : 

http://petals-love.blogfa.com

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت11:8توسط | |

سلام دوستای عزیز میدونیدمن زحمت زیادی نتونستم بکشم از فواد عزیزم خیلی متشکرم برای وبلاگ زحمت کشیده من ممکن دیگه نتوم بیام وبلاگ ونت به کنکورم نزدیک ومشکلات دیگه ممکن دیگه نباشم برام دعا کنید

TinyPic image

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت8:33توسط هستی | |

+نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت9:1توسط هستی | |

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي

آره بازم منم همون ديوونه هميشگي

فداي مهربونيات چه مي‌کني با سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود اين نامه‌رو واست نوشت

حال منو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه

جاي نگاهت تو صحن چشمام خاليه

ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه

از غصه‌ها هرچي بگم جون خودت بازم کمه

ديشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون

فرياد زدم يا تو بيا يا من پيشت برسون

فداي تو نمي‌دوني بي‌تو چه دردي کشيدم

حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم

رفتي و من تنها شدم با غصه‌هاي زندگي

قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي

نمي‌دوني چقدر دلم تنگ براي ديدنت

براي مهربونيات..نوازشات.. بوسيدنت

به خاطرت مونده يکي هميشه چشم به راهته

يه قلب تنها و کبود هلاک يک نگاهته

من مي‌دونم همين روزا عشق من از يادت ميره

بعدش خبر مي‌دن بيا که دارد دوست مي‌ميره

روزات بلنده يا کوتاه... دوست شدي اونجا با کسي

بيشتر از اين منو نذار تو غصه و دلواپسي

يه وقت منو گم نکني تو دود اين شعر غريب

يه سرزمين غربت با صدتا نيرنگ و فريب

فداي تو يک وقت شبا بي‌خوابي خستت نکنه

غم غريبي زرد و شکستت نکنه

چادرشب لطيفتو از روت شبا پس نزني

تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشکني

آگه واست زحمتي نيست بر سر عهدمون بمون

منم تو رو سپردمت دست خداي مهربون

راست? ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم

رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم

از وقتي رفتي آسمونمون پر کوتره

زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بدتره

غصه نخور تا تو بياي حال منم اين‌جوريه

سرفه‌هاي مکررم مال هواي دوديه

گلدون شمعدونيمونم عجيب واست دلواپسه

مثل يک بچه که بار اول ميره مدرسه

تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره

دلت ميخواد مي‌اومدم يا تنها رفتي بهتره

از وقتي رفتي تو چشام فقط شده يه كاسه خون

همش يك چشمم به دره چشمم ديگم به آسمون

يادت مياد گريه‌هامو ريختم كناره پنجره

داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره

يادت مياد خنديديو گفتي حالا بذار برم

تو رفتيو من حالا كنار در منتظرم

امروز ديدم ديگه داري منو فراموش ميكني

فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني

گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي‌وفاست

با اين كه من خوب مي‌دونم جواب نامه با خداست

عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه

يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم

داغ دلم تازه ميشه اسم‌تو وقتي ميارم

وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه‌گير

مگه نگفتم چشاتو از چشمم هيچ وقت نگير

حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه

تو رفتي من غريب شدم چه دنياي عجيبيه

زودتر بيا بدون تو دنيا برام جهنمه

ديوار خونمون پر از سايه و غصه و غمه

تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه

مگه نگفتي همه‌جا من و تو هميشه

دلم واست شور ميزنه اين دل و بيخبر نذار

تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار

فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم

به جون تو فقط دارم يك كمي خواهش ميكنم

اگه بخوام برات بگم شايد بشه صدتا كتاب

كه هر صفحش قصه چندتا درده و چندتا عذاب

ميگم شبا ستاره‌ها تا ميتونن دعا كنن

نورشونو بدرقه پاكي خنده‌هات كنن

 

 

 

 

دلم گرفته نمیخوام اواز بخونم

 

دلم گرفته نمی خوام اینجا بمونم

 

امشب دل من ای خدا طاقت نداره

 

تا کی خدایا اشک غم باید بباره

 

بزارید برم من بزارید برم من

 

بخت من امروز بیدار نمیشه

 

گل به گلستان بی خار نمیشه

 

شهر من اخر من و رها کرد

 

بازم غم اومد منو صدا کرد

 

این درد غربت منو گرفته

 

هر چی که داشتم از من گرفته

 

می خوام برم من اما نمیشه

 

غم جدایی تموم نمیشه

 

امشب دل من طاقت نداره

 

تا کی خدایا باید بناله

 

بزارید برم من بزارید برم من

 

 

+نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت8:59توسط هستی | |

اما بهونه ، در تمام آینه ها تصویر تو را حس کرده ام و در تمامی

گل های یاس عطر تو را بوییدم . وقتی به تو می اندیشم آسمان و زمین پر از

عطر حضورت می شود .

 بهونه، من فردا را با شعر امروز ،عاشقانه

آغاز می کنم تا امید را به ساقه ی نیمه جان نیلوفری که در دلم ریشه دارد پیوند

بزنم و زندگی را با نام تو که فرصت دوباره بودن را به من داد اغاز کنم

+نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت8:48توسط هستی | |

سلام دوستان عزیز این اخرین اپ مـ در این وبلاگ هست . دیگه حال و حوصله وب نویسی را ندارم . از شما دوستان گرامی هم که تا حالا مـ را تحمل کردید و با ارائه نظرات  سبزتون مـ را یاری کردید ممنون و  سپاسگذارم .
نیلوفر خانم به نوشتن در این وبلاگ ادامه میده ، اما مـ نه .
این وبلاگ را به مدیر قبلیش بر میگردونم  و ازش بابت در اختیار قرار دادن  وبلاگش ممنون و متشکرم .
اگه خواستم دوباره بنویسم اینبار  داخل وبلاگ خودم  می نویسم از عشق،  از با هم بودن و از صفا . راستی چه خوش نوشت یه دوست ( سوگلی ) برایم

به کفش هایت نگاه کن، دو عاشق، دو همراه،باهم میمیرند و با هم خاکی میشوند و تو یک انسانی!هرگاه عاشق شدی به کفشهایت بیاندیش مبادا از کفشهایت کمتر باشی

دوست گرامی اگه خواسید پیامی بهم بدهید لطفا به ایمیل من پیام بفرستید چون از این به بعد مـ نظرات  این وبلاگ را نمی خونم و نمی تونم در صورت لزوم جواب شما بدم .

موفق و پیروز و سر بلند باشید     
فواد
engvillage_mk@yahoo.com

+نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت0:29توسط | |

<

P>