|
همه می پرسند: چیست در زمزمه ی این جرعه ی آب؟ چیست در همهمه ی دلکش مرگ؟ چیست در بازی ان ابر سپید روي اين آبي آرام بلند كه تو را مي برد اين گونه به ژرفاي خيال؟ چيست در خلوت خاموش كبوتر ها؟ چيست در كوشش بي حاصل موج؟ چيست در خنده ي جام؟ كه تو چندين ساعت ، مات و مبهوت به آن مي نگري! نه به ابر نه به آب نه به برگ نه به اين آبي آرام بلند نه به اين خلوت خاموش كبوترها نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام من به اين جمله نمي انديشم به تو مي انديشم اي سراپا همه خوبي تك و تنها به تو مي انديشم همه وقت همه جا من به هر حال كه باشم به تو مي انديشم تو بدان اين را ، تنها تو بدان تو بيا تو بمان با من، تنها تو بمان جاي مهتاب به تاريكي شب ها تو بتاب من فداي تو به جاي همه گلها تو بخند اينك اين من كه به پاي تو در افتادم باز ريسماني كن از آن موي دراز تو بگير تو ببند تو بخواه پاسخ چلچله ها را تو بگو قصه ي ابر هوا را تو بخوان تو بمان با من تنها تو بمان. در دل ساغر هستي تو بجوش من همين يك نفس از جرعه ي جانم باقيست
دختر اخمهایش را باز کرد: «سر مهریه حرفم یکی است. به سال تولدم سکه
میخواهم چون اعتبارم است، ولی خودتان فکر میکنید اگر ما بیاییم پیش شما
مشکلمان حل است؟ هر دو دانشجو هستیم شما هم چهار بچه دیگر در خانه دارید
که محصلاند. فضا میخواهند برای درسخواندن. یک طبقه شما هستید، یک طبقه
هم دست ما. نه ما میتوانیم به درس و زندگیمان برسیم، نه بچههای شما.
اصلا چهطور است بیاییم خانه پدرم؟ واحد مستقل دارد!»
سلام عزیزانم چند روز دیگه کنکور دارم التماس دعا دارم
سلام دوستای عزیز میدونیدمن زحمت زیادی نتونستم بکشم از فواد عزیزم خیلی متشکرم برای وبلاگ زحمت کشیده من ممکن دیگه نتوم بیام وبلاگ ونت به کنکورم نزدیک ومشکلات دیگه ممکن دیگه نباشم برام دعا کنید
آره بازم منم همون ديوونه هميشگي فداي مهربونيات چه ميکني با سرنوشت دلم برات تنگ شده بود اين نامهرو واست نوشت حال منو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه جاي نگاهت تو صحن چشمام خاليه ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه از غصهها هرچي بگم جون خودت بازم کمه ديشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون فرياد زدم يا تو بيا يا من پيشت برسون فداي تو نميدوني بيتو چه دردي کشيدم حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم رفتي و من تنها شدم با غصههاي زندگي قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي نميدوني چقدر دلم تنگ براي ديدنت براي مهربونيات..نوازشات.. بوسيدنت به خاطرت مونده يکي هميشه چشم به راهته يه قلب تنها و کبود هلاک يک نگاهته من ميدونم همين روزا عشق من از يادت ميره بعدش خبر ميدن بيا که دارد دوست ميميره روزات بلنده يا کوتاه... دوست شدي اونجا با کسي بيشتر از اين منو نذار تو غصه و دلواپسي يه وقت منو گم نکني تو دود اين شعر غريب يه سرزمين غربت با صدتا نيرنگ و فريب فداي تو يک وقت شبا بيخوابي خستت نکنه غم غريبي زرد و شکستت نکنه چادرشب لطيفتو از روت شبا پس نزني تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشکني آگه واست زحمتي نيست بر سر عهدمون بمون منم تو رو سپردمت دست خداي مهربون راست? ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم از وقتي رفتي آسمونمون پر کوتره زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بدتره غصه نخور تا تو بياي حال منم اينجوريه سرفههاي مکررم مال هواي دوديه گلدون شمعدونيمونم عجيب واست دلواپسه مثل يک بچه که بار اول ميره مدرسه تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره دلت ميخواد مياومدم يا تنها رفتي بهتره از وقتي رفتي تو چشام فقط شده يه كاسه خون همش يك چشمم به دره چشمم ديگم به آسمون يادت مياد گريههامو ريختم كناره پنجره داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره يادت مياد خنديديو گفتي حالا بذار برم تو رفتيو من حالا كنار در منتظرم امروز ديدم ديگه داري منو فراموش ميكني فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بيوفاست با اين كه من خوب ميدونم جواب نامه با خداست عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم داغ دلم تازه ميشه اسمتو وقتي ميارم وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونهگير مگه نگفتم چشاتو از چشمم هيچ وقت نگير حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه تو رفتي من غريب شدم چه دنياي عجيبيه زودتر بيا بدون تو دنيا برام جهنمه ديوار خونمون پر از سايه و غصه و غمه تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه مگه نگفتي همهجا من و تو هميشه دلم واست شور ميزنه اين دل و بيخبر نذار تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم به جون تو فقط دارم يك كمي خواهش ميكنم اگه بخوام برات بگم شايد بشه صدتا كتاب كه هر صفحش قصه چندتا درده و چندتا عذاب ميگم شبا ستارهها تا ميتونن دعا كنن نورشونو بدرقه پاكي خندههات كنن دلم گرفته نمیخوام اواز بخونم دلم گرفته نمی خوام اینجا بمونم امشب دل من ای خدا طاقت نداره تا کی خدایا اشک غم باید بباره بزارید برم من بزارید برم من بخت من امروز بیدار نمیشه گل به گلستان بی خار نمیشه شهر من اخر من و رها کرد بازم غم اومد منو صدا کرد این درد غربت منو گرفته هر چی که داشتم از من گرفته می خوام برم من اما نمیشه غم جدایی تموم نمیشه امشب دل من طاقت نداره تا کی خدایا باید بناله بزارید برم من بزارید برم من
اما بهونه ، در تمام آینه ها تصویر تو را حس کرده ام و در تمامی گل های یاس عطر تو را بوییدم . وقتی به تو می اندیشم آسمان و زمین پر از عطر حضورت می شود . بهونه، من فردا را با شعر امروز ،عاشقانه آغاز می کنم تا امید را به ساقه ی نیمه جان نیلوفری که در دلم ریشه دارد پیوند بزنم و زندگی را با نام تو که فرصت دوباره بودن را به من داد اغاز کنم
این تیر دلها از شقایق سر بریدند دیگر کسی اهل دعا ،اهل صفا نیست چشمی دگر از ترس داور غرق نم نیست هر رادمردی با غم و غصه غرین است دیوار های شهر را غم گرفته
|
About
با سلام به شما دوست عزیز از شما ممنونم که وبلاگ ما رو مورد نظر خودتون قرا دادید ؛ اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد و با نظراتتون مارا همراهی کنید . Archivesهفته سوم آبان 1388هفته چهارم مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته اوّل تیر 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته اوّل خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم فروردین 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته اوّل فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته سوم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 Authorsهستیهستی Links
دنياي موسيقي
اشک آسمون من
عاشقانه FreeCod Fall Hafez آمار وبلاگ تعداد بازديدهاي اين وبلاگ: |
<