وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتمی که او تمام شد من آغاز کرد
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
چقدر سخت است منتظر کسي باشي که هيچ وقت فکر آمدن نيست
+نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت16:25توسط هستی |
|
About
با سلام به شما دوست عزیز از شما ممنونم که وبلاگ ما رو مورد نظر خودتون قرا دادید ؛ اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد و با نظراتتون مارا همراهی کنید . كاربر گرامي اگر دوست داريد كه نوشته هاي شما با نام شما در وبلاگ قرار بگيرد ميتوانيد به وسيله پست الكترونيك و يا فرم نظرات به ما خبر دهيد تا در اسرع وقت اين كار انجام شود .